|
پیام هفته عالم چو كوه طور دان ما همچو موسي طالبان اعضای جدید
|
Home / نوشته های سلوک / سلوک قرآنی
سلوک قرآنی
رسیدن به كمال، عالی ترین هدف آفرینش و غایی ترین انگیزه خلقت است، از این رو تعلیم و تربیت به عنوان اساسی ترین رکن رشد و کمال، انگیزه اصلی بعثت انبیا و هدایت اولیای الهی تلقی می شود. شاه نشین لولاک و سکاندار فلک الافلاک پیوسته می فرمود : «بالتعلیم ارسلت»و یا « إنی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». تعلیم و تربیت دو واژه ای هستند که رشد و تکامل را به ذهن متبادر می سازند، به این معنی، موجودی که قابلیت و استعداد پذیرش هدایت را دارد می تواند به عنوان موضوع تعلیم و تربیت در پرتو نور تعلیم واقع شده، تربیت یابد و اگر شخص، درون را از زنگار زدوده باشد، به سان آینه ای منعکس کننده نور خواهد شد و خود تبدیل به منبع نور می گردد. لیک صیقل کرده اند آن سینـه ها پاک ز آز و حرص و بخل و کینه ها آن صفــای آینــه وصـف دل است صـــورت بی منتهــا را قابــل است اهل صیقل رسته اند از بوی و رنگ هر دمـی بیننـد خوبـی بی درنــگ نقـش و قشـــر علـم را بگذاشتنـد رایــت عیـن الیـقیـــن افراشتنــد دفتر اول مثنوی - 3495 اما مبدا و مقصد تعلیم و تربیت کدام است ؟ در پیش سالکان صدیق و آشنایان حقیق، این نکته پوشیده نیست که مبدا این سیر، جهل و تیرگی و مقصد آن، علم و روشنایی است. « الله ولی الذین ءامنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» (بقره2 – 257) تعلیم و تربیت از آن موجودی است که همواره در حال سیر و سلوک است، سیری به سمت نور و سلوکی به سوی مطلق نیکی، البته در پرتو نور علم و دستگیری ذات حق جل و علا « العلم نور یقذف الله فی قلب من یشاء». خاصیت تعلیم و تربیت قرآنی چنان است که آدمی را از مرحله «اولئک کالانعام بل هم اضل» (اعراف7 – 179) به مقام « فکان قاب قوسین او ادنی» (نجم53 – 9) بالا می برد و به برکت او موجودی که از «من صلصال من حماء مسنون» (حجر15 – 26) خلق شده، قابلیت این را می یابد که «نفخت فیه من روحی» (حجر15 – 29) شود و هم او که « ثم کان علقه فخلق فسوی» (قیامت75 – 38) است در اثر هدایت مورد خطاب «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک» ( فجر89 – 28) واقع شود. آری آدمی امانت الهی به دوش دارد و می بایست این بار گران را به سرمنزل مقصود برساند و این ممکن نخواهد بود مگر به تعلیم الهی و آن که این تعلیم یابد، لاجرم رنگ خدایی خواهد یافت «صبغه الله و من احسن من الله صبغه» (بقره2 – 138) و رنگ خدایی یافتن هم جز با غواصی در دریای بیکران امواج وحی میسر نمی شود. چرا که «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور» (ابراهیم14 – 1) است و این همان نوری است که آدمی را تابناک تر از خورشید می سازد. گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی حافظ - 487 و خداوند سبحان را چنین بند گانی سزد، این بندگانی كه این نورانیت را مستقیما از پروردگارشان گرفته اند «فهو علی نور من ربه» (زمر39 – 22) سالک بی مدد او قدمی پیش نخواهد رفت و کسب نوری نخواهد کرد و بی شک خاموشی این دنیا معادل تاریکی آن دنیاست «من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی و اضل سبیلا» ( اسری17- 79) و اگر آن فیض قدسی وزیدن آغازد و اگر آن دست غیبی که سیلی زننده مدهوشان و به خُم رساننده مِی نوشان است مددی رساند، بنده ی در دامگه مانده، ز کنگره عرش، صفیر خواهد شنید و گوش هوشش به نوازش آن صفیر، مدهوش شده و چشم دلش از پی چشم سرش باز خواهد شد. آری، این بندگان مسافران ملکوتند که از پی نذرنازی و نواله (توشه) نیازی به این مقام رسیده اند، پیمودن قوس صعود تنها راه انسان زیستن است و نگار خانه شهود، تنها تماشاخانه ای است که حقیقت را عریان می نمایاند. لذا تربیت یافتگان قرآن به مقتضای مرام و مسلکشان تعلیم و تربیتی خاص دارند که در خور توجه بسیار است. آنان گوش جان به سروش آسمانی داده و خمیر مایه هدایت خود را از کلام وحی یعنی قرآن عزیز گرفته و با همت پولادین منزل های سلوک را یک به یک پیموده، تا آنجا که مردان پولادین این طریق در طول تاریخ، کم نظیر بل بی نظیر بوده و با نفس مسیحای خویش یوسفان افتاده در چاه طبیعت را صلایی عاشقانه زده و ایشان را به چنگ زدن به حبل الله المتین فراخوانده اند، در این مقال تلاش بر آن است که با ارائه شاه کلید های سلوک قرآنی، راهی نو درانداخته - بی هیچ توضیح و شرحی - و فهم کلام الهی را بر عهده سالک طریق حق نهاده، تا هر کس بر اساس شان خود، خوشه ای از خرمن نورانی آن برچیند، تا خمیر مایه ای باشد که با همت بلند، بتواند بر صعود به قلل مرتفع کمال فائق آید. تربیت در واقع همان چیزی است که عهده دار سامان بخشی به ناهنجاری ها، بزهکاری ها، بحران ها، افراط و تفریط های زندگی آدمی و در نهایت، به اعتدال کشاندن زندگی روزمره آدمی می باشد، چنانچه این اعتدال در زندگی وجود نداشته باشد، آدمی بهره ای از زندگی خود نخواهد برد، لذا شرط بهره مندی و سعادتمند شدن در زندگی وجود تربیت می باشد. مسأله مهمی که در اینجا باید مطرح گردد این است که کدام نظام تربیتی می تواند عهده دار چنین مسئولیتی گردد و آدمی را هم در ساحت مادی و هم در ساحت معنوی به اعتدال برساند، نظام های تربیتی موجود با تمام تلاش هایی که به عمل آورده اند، ضعف های جبران ناپذیری را از خود آشکار کرده اند، که آن ضعف ها گویای عدم توانایی آنها در سعادتمند كردن بشر می باشد. نگارنده معتقد است تنها نظامی از عهده چنین مهمی بر می آید که هیچ زاویه ای از زوایای زندگی دنیوی و اخروی آدمی را مورد غفلت قرار نداده باشد، چنین ادعایی را تنها نظام های تربیتی الهی خاصه نظام تربیتی اسلامی کرده اند، این نظام ها چون داعیه جامع و مانع بودن را دارند لذا ادعای رساندن بشر به سعادت را می نمایند، قرآن که منشور نظام تربیتی اسلام می باشد، در این مورد می گوید : « وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس » (بقره2 – 143) این آیه مبین آن است که مسلمانان در منشور تربیتی خود یعنی قرآن، آنچه که لازمه به اعتدال رسیدن آنها می باشد را دارند و بر اساس همین به اعتدال رسیدن آنهاست که می توانند الگو برای سایر امتها واقع گردند. از نظام تربیتی اسلام کسانی توانسته اند خوب استفاده کنند که در زندگی روزمره آنها همواره رحمت غلبه داشته باشد، یعنی آنها مظهر عشق، رحمت، محبت، مهربانی و دوستی باشند. چنانچه خدای سبحان نیز در قرآن منشور تربیتی چنین می گوید : « و رحمتی وسعت کل شیء » (اعراف7 – 156) و یا در مورد پیامبرش می فرماید : « و ما أرسلناک الا رحمه للعالمین» (انبیاء21 – 107) در واقع با نگاه رحمانی به پدیده ها و پدیدارهای عالم است که می توان انتظار به سامان آمدن نابسامانی ها را داشت.
See also
|
جستجو
آيه هفته
سوره اعراف (7)، 156
وَ رَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شي
و رحمت من همه چيز را فرا گير است. |