Home /
نوشته های سلوک /
گلشن راز
گلشن راز
چشم یک روز گفت « من در آن سوی این دره ها کوهی می بینم که از مه پوشیده شده است. این زیبا نیست؟ »
گوش لحظه ای خوب ساکت ماند و دقت کرد، سپس گفت « پس کوه کجاست؟ من کوهی نمی شنوم.»
آنگاه دست درآمد و گفت« من بیهوده می کوشم آن کوه را لمس کنم، من کوهی نمی یابم.»
بینی گفت « کوهی در کار نیست. من او را نمی بویم.»
آنگاه چشم به سوی دیگر چرخید، و همه درباره وهم شگفت چشم گرم گفت و گو شدند و گفتند « این چشم یک جای کارش خراب است.»
جبران خلیل جبران
آنچه مسلم است عدم احاطه عقل جزیی بر یک حقیقت کل است که همواره آدمی را در تمامی اعصار به نوعی به چالش خوانده و آرامش و قرار را از وی ربوده، بسیاری را آواره دشت و بیابان کرده و بسیاری را تارک دنیا.
عصر حاضر نیز که به عصر انفجار اطلاعات مشهور است با بمباران اطلاعاتی، افراد بسیاری را سردرگم حقیقت کرده و این سوال حیاتی را مطرح کرده که به راستی حق چیست؟!! و چگونه می توان آنرا یافت؟
پاسخگویی به این سوال تنها از کسی بر می آید که دلبستگی به غیر حق او را از ارایه حق بازندارد. این فرد مسلم، دلبسته به دنیا نیست و آنرا نمی جوید که اگر چنین باشد دچار تضادهای موجود بین خواست های دنیوی می شود که نمی تواند همزمان همه آنها حق باشد. از بین مشرب های موجود که ادعای تقرب به حق دارند کمترین نزاع متعلق به عرفاست که مبین نزدیکی این مشرب به مسیر حق است، چرا که کنه حق در واقع رفع تضاد می کند و آدمی را به سوی وحدت رهنمون است.
از اینرو در طی یک سری جلسات هفتگی تحت نظر دکتر حسینعلی شیرین یک دوره اجمالی عرفان نظری بر اساس کتاب پایه گلشن راز که به جرات می توان گفت چکیده عرفان نظری است در حال اجراست که متن این جلسات بصورت هفتگی به علاقمندان تقدیم می گردد،
باشد که مورد پسند واقع افتاده و چراغی در جهت هدایتمان باشد.
See also